ایران

آنچه که باید یک ایرانی بداند

خلاصه ای از جشنهای ایران باستان

خلاصه ای از جشنهای ایران باستان

در ایران قدیم هر روز ماه نام به خصوصی داشت ویک روزاز ماه همنام خود ماه بود.

جشنهای باشکوهی ترتیب داده می شد وبدین ترتیب علاوه بر جشنهای بخصوص در سال 12 روزعید محسوب می شد .

این 12 روز عبارت بودند از:

19 فروردین,13اردیبهشت,6خرداد,13 تیرماه

,17مرداد,4 شهریور,16مهر,10 ابان9, اذر2, بهمن

و5 اسفند ,در دیماه هم 3 روز 8و15و23 را جشن میگرفتند.

علاوه بر انچه ذکر شد این جشن ها شهرت خاصی داشتند ودارند:

1- نوروز جمشیدی و نوروز بزرگ : نوروز جمشیدی یا نوروز کوچک یا عامه که روز اول فروردین ماه است وان را از ابداعات جمشید دانسته اند.این عید از از اعیاد بزرگ ایرانیان است

واز زمان خیلی قدیم به یادگار مانده است وپس از اسلام هم در میان مردم این عید بنام نیروز معمول بوده ومخصوصا خلفای عباسی این عید را خیلی اهمیت می داده اند. به اتعقاد بعضی از محققیناین عید را مصادف با خلافت حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام دانسته اند وبه همین جهت این عید تا کنون در میان ایرانیان محفوظ باقی مانده است.

 · نوروز بزرگ: یا نوروز خاصه وآن روز ششم فروردین ماه است. این عید در عهدسلاطین کیان بنام بهار جشن معروف بوده وروسوم واداب مخصوصی داشته است مانند آب پاشی وآتش بازی وغیره...

2- اردیبهشتگان: در اردیبهشت روز از اردیبهشت ماه است که نام روز و ماه با هم برابر افتاده است .مطابق گاهنمای قديم که هر ماه سی روز بوده اين جشن در سوم اردیبهشت می باشد ولی مطابق تقويم کنونی که شش ماه اول سال را ۳۱ روز حساب کرده و يک روز به فروردين ماه افزوده اند جشن ارديبهشتگان در دوم ارديبهشت واقع می شود . در اين جشن شهرياران بار عام می دادند و موبد موبدان آيينی را که مرسوم بوده در حضور پادشاه برگزار می کرد و همه را اندرز می گفت.سران هر گروه به پادشاه معرفی می شدند و هنرمندان مورد مرحمت واقع می گرديدند و بدريافت پاداش افتخار حاصل می کردند .اين روز به فرشته مقدس ارديبهشت تعلق دارد که مظهر پاکی و راستی و درستی و نماينده آيين ايزدی و نگهبانی آتشها با اوست . و به خاطر مقام و مرتبه ارديبهشت امشاسپند اين جشن به نام اوست و نظر به همان صفات و کمالات است که ايرانيان قديم اين روز را جشن می گرفتند و خود را برای قبول صفات اين فرشته مقدس آماده می ساختند .جشن ارديبهشت گان همان عيد گل است که در ميان ساير ملتها با تجليل فراوان بر پا می شود عیدی است به نام فرشتهٔ آتش و نور که از طرف خدا بدین کار موکل گردیده تا علل بیماریها را به یاری ادویه و خوردنیها برطرف کند و راستی را از ناراستی باز نماید. به معبد و آتشکده رفتن و حاجت خواستن و نزد پادشاهان در آمدن و به جنگ و کارزار شدن را در این روز، نیک و خجسته میدانستهاند. اردیبهشت با فتحه الف در پارسی دری می باشد اردیبهشت از واژه اوستایی اشاوهیشتا (ASHVAHISHTA)نماینده اشویی است ایرانیان باستان در این جشن لباس سفید که نشان پاکی می باشد به تن می کردند و در آدریانها به خواندن اردیبهشت یشت(قسمتی از اوستا)و به نیایش اهورا مزدا می پرداختند.

3- خردادگان: آب را از فروهر میستاند و به باد میسپارد.
روز ششم هر ماه به نام خرداد، امشاسپند مادینه موکل بر آب، نامیده میشود و ششم خرداد از ماه خرداد جشنی در ستایش از این امشاسپند برگزار میشود. این روز در تقویم رسمی کشور مطابق با چهارم خرداد است.
خرداد یا هئوروتات به معنی تمامیت، كلیت و كمال است و مظهری است از مفهوم نجات برای افراد بشر.

از كارهای عمده خرداد حمایت از آب است و شادابی گیاهان از اوست. همچنین خرداد مظهر تندرستی و سلامتی است.
خرداد همواره در متون همراه مرداد، امشاسپند مادینه دیگر ذكر میشود. این دو امشاسپند با آب و گیاه ارتباط دارند. از آن جا كه پارهای از مراحل آفرینش مثل آب و گیاه به گونهای طبیعی جفتند، پس پاسداران آنان نیز، خرداد و مرداد، بیشتر اوقات با هم میآیند. هدایای آنان ثروت و رمه چهارپایان است، به گونهای كه این دو نماینده آرمانهای نیرومندی، سرچشمه زندگی و رویش هستند. هماوردان خاص آنها، دیوان «گرسنگی» و «تشنگی»اند. همكاران خرداد، ایزد تیشتر و باد و فروهر پرهیزكاران هستند. خرداد امشاسپند در دوران حمله اهریمن، آب را به یاری فروهرها میستاند. به باد میسپارد و باد آن را به شتاب به سوی كشورها میبرد و به وسیله ابر میباراند.
در نامگذاری ماهها، خرداد و مرداد در دو طرف ماهی هستند كه نماد آن تیر یا تیشتر است و تیشتر ایزد باران است. در این جا هم ارتباط میان دو امشاسپند را با آب میبینیم. افزون بر این، در ملكوت خداوند، تندرستی و زندگی جاودان زیر نظر این دو امشاسپند بهره آدمی خواهد شد.
خرداد سرور سالها و ماهها و روزهاست؛ [و این] از این روی است كه او سرور همه است. او را آب مایملك دنیوی است. هستی، زایش و پرورش همه موجودات جهان از آب است و زمین را نیز آبادانی از اوست. چون اندر سال، [اگر] نیك شاید زیستن، به سبب خرداد است... او كه آب را رامش بخشد یا بیازارد، آن گاه، خرداد [از او] آسوده یا آزرده بود. او را همكار، تیر و باد و فروردین است.

تیرگان:روز تیر از ماه تیر سیزدهمین روز از تیرماه باستانی، 10 تیر خورشیدی. روایت است که به باریدن باران کمک می کنند.در ماه تیر هنگامی که روز تیر فرا می رسد آن روز را جشن تیرگان می نامند.تیرگان یکی از بزرگترین جشن های (ایران باستان) است. روایت است در زمان منوچهر شاه پیشدادی چون افراسیاب تورانی بر منوچهر پیروز شد و او را در طبرستان محاصره نمود طرفین حاضر به سازش شده و قرار بر این شد از قله دماوند،آرش جوان دلیر ایرانی تیری به چله کمان نهد و تیری را پرتاب نماید.این تیر در کنار رودخانه جیحون بر درختی نشست و مرز ایران و توران مشخص شد .داستان دیگری که درباره جشن تیرگان آمده:آن است که در زمان ساسانیان و پادشاهی فیروز هفت سال در ایران خشکسالی روی داد و در چنین روزی مردم روی به بیابان آوردند و با نیایش خود از پروردگار آرزوی باریدن باران کردند و پس از آن بارش باران شروع شد و به شادی آن در چنین روزی ایرانیان بر یکدیگر آب می پاشند.آیین برگزاری
این جشن بدین گونه می باشد که چند روز پیش از جشن تیرگان تمام خانه را از درون و برون پاکیزه می نمایند وصبح روز جشن همه آب تنی نموده لباس نو می پوشند. آنچه ویژگی این جشن می باشد تار نازکی از ابریشم هفت رنگ و سیم نازک و ظریفی بهم می تابند که به نام تیر و باد مشهور است که شاید نشانه رنگ های رنگین کمان در آسمان معروف به تیر و کمان آرش باشد. مردم ان زمان این تار را در بامداد روز تیر به مچ دست خود می بندند و روز باد ده روز بعد به باد می دهند.

4- جشن اَمردادگان : روز اَمرداد از ماه اَمرداد هفتمین روز از اَمرداد ماه باستانی،3 اَمرداد خورشیدی.
واژه اوستایی امرداد، امرتاته (
AMERTATA) است که به معنی بی مرگی است و اگر الف آن را که پیشوند نفی است از قلم بیندازیم معنی آن عوض شده و فرشته بی مرگی و جاودانگی به دیو نیستی و مرگ تغییر شکل می دهد.زیرا همانطور که اَمرداد به معنی بی مرگی است مُرداد معنی مرگ می دهد. بنابراین شایسته است این کلمه را اَمُرداد بخوانیم ، و چون امرداد فرشته بی مرگی و جاودانگی می باشد، در عالم جسمانی نگهبانی نباتات و روییدنیها با اوست.نیاکان ما در این روز به باغ ها و مزارع خرم و دلنشین می رفتند و پس از نیایش به درگاه اهورامزدا طی مراسمی این جشن را با شادی و سرور در هوای صاف و در دامن طبیعت برگزار می کردند.

5- شهریورگان : شهریور روز از ماه شهریور چهارمین روز از شهریور ماه باستانی ،30 اَمُرداد خورشیدی.
واژه شهریور در اوستا خشتره وئیره (
KHASHATRA VAIRYA) که در زبان پهلوی خشتور و در پارسی شهریور شده است.جز اول این کلمه یعنی خشتره به معنی قدرت و حکومت کشور است و کلمات شهر وشهریار از این واژه گرفته شده است. جز دوم به معنی آرزو شده است و بنابراین معنی ترکیبی آن حکومت آرزو شده یا کشور خواسته شده می باشد این امشاسپند در عالم روحانی مظهر قدرت و نیرو می باشد و در عالم جسمانی پاسبانی فلزات با اوست. مردمان آن روز این جشن را نیز مانند سایر جشن ها با سپاس و نیایش به درگاه اهورامزدا آغاز و با جشن و سرور به پایان می رسانند

6- مهرگان عامه و مهرگان خاصه: مهرگان عامه: روز شانزدهم مهرماه بود.

مهرگان خاصه: روز بیست ویکم مهر ماه بود. جشن مهرگان بعد از اسلام هم بین مردم بسیار رایج بوده,حتی سلاطین غزنوی وسالوقی هم آنرا رعایت می کرده اندودر میان مردم بنام مهرجان معروف ومعمول بوده است. تاریخ پیدایش این عید بعد از نوروز است. این جشن مربوط به فرشته مهر که در اوستا میترا به معنی نور خورشید و مهر و محبت و عهد و پیمان می باشد نامیده می شود. و روایت است که: فریدون شاه پیشدادی در این روز به رهبری کاوه آهنگر بر ضحاک ستمگر چیره شد و ضحاک را در کوه دماوند حبس نموده و فریدون تاج پادشاهی بر سر نهاد.(فرشتگان در جشن مهرگان به یاری فریدون آمدند و در آخرین روز جشن که روز رام می باشد ضحاک در کوه دماوند به زندان افتاد).

7- آبانگان: روز آبان دهمین روز از آبان ماه باستانی،4 آبان خورشیدی.
آبان به معنای آب و هنگام آب است و یکی از عناصر پاک کننده نزد ایرانیان قدیم بوده است درباره پیدایش جشن آبانگان روایت است که در پی جنگ های طولانی بین ایران و توران، افراسیاب تورانی دستور داد تا کاریزها و نهرها را ویران کنند، پس از پایان جنگ پسر تهماسب که زو نام داشت دستور داد تا کاریزها و نهرها را لایروبی کنند و پس از لایروبی، آب در کاریزها روان گردید ایرانیان آمدن آب را جشن گرفتند. در روایت دیگری آمده است که پس از هشت سال خشکسالی در ماه آبان باران آغاز به باریدن نمود و از آن زمان جشن آبانگان پدید آمد. زرتشتیان در این روز همانند سایر جشن ها به آدریان ها می روند و پس از آن به کنار جوی ها و نهرها می روند با خواندن اوستای آب زور (بخشی از اوستا) که توسط موبد خوانده می شود اهورامزدا را ستایش کرده و درخواست فراوانی آب و نگهداری آن را می نمایند و پس از آن به شادی می پردازند.

8- جشن آذرگان: روز آذر نهمین روز از آذرماه باستانی، 3 آذرماه خورشیدی.
آذر به چم (معنی) آتش است.و یکی دیگر از چهار آخشیج (عنصر پاک کننده) نزد مردم بوده است. از آنجا که آتش بهترین و سریعترین عنصر پاک کننده و گرمایی می باشد از زمان های قدیم مورد احترام بوده است. مردم در جشن آذرگان مانند سایر جشن ها با لباس آراسته و تمیز به آدریان ها می روند و با خواندن آتش نیایش(بخشی از اوستا) اهورامزدا را سپاس گفته و پس از نیایش به شادی می پردازند.

9- جشن دیگان: دی یا دتوشو(DAATOSHU) به معنی دادار و آفریدگار است و در نامه های اوستایی اغلب به جای واژه اهورامزدا به کار رفته است. اگر به نامهای سی روز هر ماه توجه کنید، مشاهده می کنید که روزهای هشتم و پانزدهم و بیست و سوم هر ماه به نام دی نام گذاری شده که برای تمیز آنها از یکدیگر هر یک به نام روز بعدش خوانده شده است و اورمزد که آنهم نام خداوند می باشد.« اورمزد، دی به آذر، دی به مهر، دی به دین » بنابراین در ماه دی چهار روز به نام خدا نامیده و در ماه دی چهار بار جشن دیگان برگزار می شود.
• اورمزد و دی ماه : در نخستین روز دی ماه باستانی 25 آذرماه خورشیدی
• دی به آذر و دی ماه : در هشتمین روز دی ماه باستانی 2 دی ماه خورشیدی
• دی به مهر و دیماه : در پانزدهمین روز دی ماه باستانی 9 دی ماه خورشیدی

• دی به دین و دی ماه : در بیست و سومین روز دی ماه باستانی 17 دی ماه خورشیدی
در ایران باستان نخستین جشن دیگان در ماه دی یک روز اورمزد و دی ماه خرم روز نام داشته است و در این روز که شب پیش، بزرگترین شب سال بوده است. پادشاه وحاکم دیدار عمومی با مردم داشته است. اکنون مردم میوه هایی مانند انار و هندوانه و خربزه و سیب و به و انگور و آجیل و شیرنی و شربت تهیه می کند و تا پاسی از شب اورمزد و دی ماه (شب چله) همه با شادی و خرمی شب را می گذرانند و گاهی با نیایش (گاه اُشَهن) شب را به سپیده تبدیل می کنند.

10- بهمنجه: روز دوم بهمن ماه است وبنابر نوشته بعضی در این روزمردم مخصوصا شیرمیخورده ویکدیگر رابه غذاهایی که حبوبات داشته باشدمهمانی می کرده اند.

11- سده: شب دهم بهمن ماه است.ایجاد این جشن را به هوشنگ نسبت داده اند. برخي گفته اند كه اين تسميه به مناسبت صد روز پيش از به دست آمدن محصول و ارتفاع غلات است. جسن سده از جشن های است که بعد اسلام هم تا زمان غزنویها وسولجوقیان معمول بوده است. وجه تسمیه این جشن به سده بعقیده جمعی این است که وقت آن پنجاه روزوپنجاه شب به نوروز مانده است.

باد بره: در بیست ودوم بهمن ماه هر سال این جشن برگذار می شد.

12- اسفندگان وفوردگان: سپندارمزد پنجمین روز از اسفندماه باستانی، 29 بهمن خورشیدی.
سپندارمزد نگهبان زمین است و از آنجا که زمین مانند زنان در زندگی انسان نقش باروری و باردهی دارد جشن اسفندگان برای گرامی داشت زنان نیکوکار برگزار می گردد. زرتشتیان این روز را به نام روز زن و روز مادر جشن می گیرند واژه سپندارمزد در اوستا سپنته آرمئی تی آمده است و به معنای فروتنی و بردباری می باشد.

فوردگان: این جشن در 20 اسفند مظهر سال برگزار می شد ومخصوص مردگان بود. چرا که ایرانیان اعتقاد داشتند که در ده روز آخر سال اموات از بهشت به زمین باز می گردند ولذا برای شادی آنها جشن برپا میکردند.

دوستان عزیز هدف از ذکر این جشنهای باستانی تعصب داشتن از گذشته نیست.به تمدن بزرگ ایران زمین فکر کنیم وغرور مان براین باشد که اجدادمان آریایها نمادهای صلح ودوستی وهنر شاد کردن دیگران که برای این جشنها ودیگر سنتها وآئین هاو... فلسفه های عشق الهی داشتند.

وما می توانیم همزمان تمدن خود را با دیگر تمدن ها مقایسه کنیم.

جنگ وخونریزی وویرانی

و...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آذر 1389ساعت   توسط سحر  | 

زنان مهم ایران باستان

يكي از سرداران مبارز و دلير هخامنشيان در سالهاي پيش از ميلاد. مورخــين يوناني در چندين جا نامي از وي به ميان اورده اند.






پريــــن



بانوي دانشمند ايراني.


او دختر کي قباد بود كه در سال 924 قبل از مــيلاد هزاران برگ از نسخه هاي اوستا را به زبان پهلوي براي ايندگان از گوشه و كنار ممالك اريايي گرداوري نمود و يكبار كامل ان را نوشت و نامش در تاريخ ايران زمين براي هميشه تبت گرديده است.







آرتادخـــت



وزير خزانه داري و امور مالي دولت ايران در زمان شاهنشاهي اردوان چهارم اشكاني.


به گفته كتاب اشكانيان اثر دياكونوف روســــي خاور شناس بزرگ او ماليات ها را سامان بخشيد و در اداره امور مالي كوچكتـــــرين خطايي مرتكب نشد و اقتصاد امپراتوري پارتيان را رونق بخشيد.


چنانچه برآمده است
٬ از کارهاي بزرگ او در گردآوري دارايي کشور٬ يکي جلوگيري از هزينه هاي بيهوده به ويژه درباريان و ديگري گرفتن باج و خراج از درآمد توانگران بوده است.







فــرخ رو



نام او به عنوان نخستين بانوي وزير در تاريـــــخ ايران ثبت شده است.


وي از طبقه عام كشوري به مقام وزيري امپراتوري ايران رسيد.






فرانّـــک


همسر آبتين و مادر فريدون که در رهاندن و زنده ماندن فريدون از دست دژخيمان ضحاک رنجها برد و در به قدرت رسيدنش نقش اساسي داشت.




پــوراندخت و آزرميــدخت

پوراندخت شاهنشاه ايران در زمان ساساني بود و زني بود كه بر بيش از 10 كشور آسيايي پادشاهي ميكرد. او پس از اردشير شيرويه به عنوان بيست و پنجمين پادشاه ساساني بر اريكه شاهنشاهي ايران نشست و فرامانروايي نمود.

پوران خسرو منظور پوراندخت دختر خسرو پرويز است که زني با کفايت و خردمند بود ولي متأسفانه به علت وضع آشفته و نابسامان آن دوران و جنگهاي طولاني ايران و روم در زمان خسرو پرويز و نفوذ دين مزدک و نارضايي مردم از وضع موجود و در يکي از دشوارترين شرايط تاريخي ايران حکومت کشور را چند ماهي در اختيار داشت و پس از مرگ او حکومت به آزرم دخت رسيد.



ملکه آزرمي دخت، آزرم، آزرمي، (۶۳۰م يا ۶۳۱م) (به معني دختر پير نشدني) شاهنشاه زن ايراني و سي و دومين شاهنشاه ساساني، دختر خسروپرويز پسر هرمز پسر انوشيروان ملقبهٔ به عادله كه پس از خواهر خويش پوراندخت لشكريان او را در تيسفون بپادشاهي برداشتند. فرمانرواى خراسان، سپهبد فرخ‌هرمز که يکى از مدعيان جدى سلطنت بود، ملکه را به همسرى خواست. در حالي که آزرمى‌دخت علناً وعده‌ى ازدواج به او داد، در نهان تدارک قتلش را ديد (بنا به فرهنگ معين چون "آزرميدخت نمي‌توانست علنا مخالفت کند"). رستم، پسر فرخ‌هرمزد، به خون‌خواهى پدرش لشکر به پايتخت کشيد و پس از سرنگوني آزرمى‌دخت، ملکهٔ ساساني را نابينا کرد. آزرمي دخت چهار ماه پادشاهي کرد. از کيفيت وفات اين ملکه اطلاعي در دست نيست.



پاره اي از اشعار حکيم فردوسي در باره ي پوران دخت و آزرم دخت:

يکي دختري بود پوران بنام چو زن شاه شد کارها گشت خام
بزرگان برو گوهر افشاندند بران تخت شاهيش بنشاندند
چنين گفت پس دخت پوران که من نخواهم پراگندن انجمن
کسي راکه درويش باشد ز گنج توانگر کنم تانماند به رنج
مبادا ز گيتي کسي مستمند که از درد او بر من آيد گزند
ز کشور کنم دور بدخواه را بر آيين شاهان کنم گاه را

يکي دخت ديگر بد آزرم نام ز تاج بزرگان رسيده به کام
بيامد به تخت کيان برنشست گرفت اين جهان جهان رابه دست
نخستين چنين گفت کاي بخردان جهان گشته و کار کرده ردان
همه کار بر داد و آيين کنيم کزين پس همه خشت بالين کنيم
ر آنکس که باشد مرا دوستدار چنانم مر او را چو پروردگار
کس کو ز پيمان من بگذرد بپيچيد ز آيين و راه خرد




منيــــژه


دختر افراسياب که بيژن سردار معروف ايراني دلباخته او گرديد و به بند اسارت افراسياب افتاد و به دستور افراسياب او را به چاهي که به همين نام معروف است انداختند تا سرانجام رستم که خود را به صورت بازرگاني درآورده بود توانست او را نجات بخشد.






کتايـــون


دختر قيصر روم همسر گشتاسب شاه و مادر اسفنديار و يکي از اولين کساني که کيش زرتشت را پذيرفت. موقعي که اسفنديار به دستور گشتاسب مي خواست به جنگ رستم برود کتايون به سختي با رفتن او مخالف بود و او بخردانه پند داد ولي اسفنديار نپذيرفت و در جنگ با رستم کور و سپس کشته شد و کتايون با غم و دردي جانکاه به سوگ فرزند نشست.







همـــــــــا



دختر اسفنديار و خواهر بهمن و ملکه نامداري از سلسله کيانيان.






نگان - نگان زن

که در لغت به معني کامروا و پيروزمند است. وي از سرداران ساساني بود که با تازيان دلاورانه جنگيد. دلاوريهاي شکوهمندانه او در جنگهاي چريکي با سپاه تازيان زبان زد ايرانيان بود و تازيان بهنگام حمله هاي او از مقابلش پا بفرار ميگزاردند.







آپارنيک



همسر رستم فرخزاد که همچون يک شير زن، به همراه او تا آخرين قطرهُ خون با تازيان متجاوز دليرانه جنگيد.







سورا



در لغت به معني گلگون رخ٬ که دختر اردوان پنجم بود و سمت سپهبدي داشت و دست راست پدر بود و در جنگها دلاورانه همراه پدر مي جنگيد.








کُرديـــه


خواهر خردمند بهرام چوبين (در دوره ساسانيان)


بهرام چوبين كه يكي از اهالي شهر خفر جهرم و از كردان بوده و خواهر بهرام به نام " كرديه" همسر اردشير بابكان بوده است.



کُرديـــه پس از برادرش٬ فرماندهي را به دست ميگيرد و در ميدانهاي نبرد٬ ‌آنچنان بيباکي و شايستگي از خود نشان ميدهد که همگان را به ستايش واميدارد. او در رده سپهسالاري سپاه برادرش در جنگ تن به تن با آ«تورآ» فرمانده نيروي خاقان چين٬ او را شکست ميدهد و سپاهش را تار و مار ميکند.




در اينجا ياد نوشتاري از استاد سعيد نفيسي به شرح زير افتادم:

"از زمان هخامنشيان در ميان طوايف چادرنشين فارس ما به نام كرد برخورد مي كنيم."


تاريخچه كردان در دوره هخامنشيان:

در اين كه كردها از ن‍‍ژاد اريايي هستند، حالا چه كردان پارس و چه كردان خراسان و كردان كردستان هيچ گونه ترديدي نمي باشد. كردها به همراه ساير آريايي ها يك مرتبه در چهارهزار سال پيش و مرتبه ديگر در
۳۴۰۰ تا ۳۷۰۰ سال پيش به فارس امده اند و شكي نيست كه در شمال فارس يعني دشتهاي مرودشت و دشت مرغاب كه مناطق پرآبي بوده اند مستقر مي شوند و اثاري چون پاسارگاد و تخت جمشيد و شهر استخر و غيره از آريايي ها در همين دشتها ساخته مي شود.




سوسن

ملکه سوسن همسر يزدگرد سوم بود که بنا بدرخواست او يزدگرد شهر آ«جيآ» را که بعده ها به نام يهوديه شهرت گرفت، بنا کرد و در آن مکان دين يهود (يهوديان) را سکنا داد. محله يهودي نشين همدان را هم همين ملکه بنا نمود. در لنجان نزديکي اصفهان، يک مرکز ديگري مودجود مي باشد که از آثار همين ملکه مي باشد که با نام جديدي بنام پيربکران نامگزاري شده است.


يربکران شهر کوچکي در مرکز ايران (سي کلومتري غرب اصفهان) است. مقدس‌ترين عبادت‌گاه يهوديان در اين شهر است. پرفسور هرتسل باستان شناس سرشناس آلماني در يادداشت‌هاي خود در کتابي به نام تاريخ باستان شناسي ايران مي‌گويد "در منطقه‌ي فلاورجان اصفهان اثر ديگري از ملکه سوسن همسر يزدگرد سوم يافتم که به اسم پيربکران خوانده مي‌شود. "سارا (سَرَح) بت آشر" (يعني سارا دختر آشر) نوه‌ي حضرت يعقوب است. کسي که براي نخستين بار خبر زنده بودن حضرت يوسف را به يعقوب مي‌دهد، و يعقوب نيز به پاس اين خبر خوش او را به داشتن عمر جاودان دعا مي‌کند. سارا در محلي که اکنون به سارا خاتون معروف است، غيب مي‌شود و عمر جاودانه پيدا می کند

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت   توسط سحر  | 

بزرگ,متوسط یا کوچک کدام هستید

آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند

آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند

آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند

آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند

آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند

آدم هاي كوچك بي دردند

آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند

آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند

آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند

آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند

آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند

آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند

آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند

آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد

آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند

آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند

آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند

آدم هاي كوچك مسئله ندارند

آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند

آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند

آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت   توسط سحر  |